دفتر صد برگ

فرهنگی - هنری

ماهی و گربه

 یک هفته می شود که فیلم را دیده ام. بسیار پیش آمده که بلافاصله بعد از دیدن فیلمی از آن خوشم نیامده، اما بعد از مدتی که فیلم در ذهنم رسوب کرده نظرم نسبت به آن عوض شده و گاهی هم بر عکس. اما هرچه می کنم نمی توانم ماهی و گربه را دوست داشته باشم.

 اعتراف می کنم که هنگام تماشای آن در بعضی لحظه ها حسابی ترسیدم. بخصوص هنگامی که بابک دختر جوان را به بهانه بستن فلکه آب به جنگل می کشاند، دائم منتظر بودم تا این لحظه تمام شود و به جمع دانشجویان کمپ برگردیم. طبیعی است که ساخت فیلم هم در پلان سکانس بسیار سخت بوده. اتفاقا من هم با پیش زمینه ای مثبت به تماشای فیلم رفتم. اما باز هم هنوز خوشم نیامده.

سلیقه است دیگر کاریش نمی شود کرد. هنوز هم آرایش غلیظ بهترین فیلم اکران امسال می دانم.

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/۳٠

سالمندان و تفریحات

  خوشبختانه در سالهای اخیر فعالیت های تفریحی، فرهنگی و هنری تنوع پیدا کرده و برای افراد  و طبقاط مختلف  مقوله هایی از این دست به طور دسته بندی شده و اختصاصی وجود دارد. مثلا در فرهنگسرا ها انواع فعالیت ها مخصوص کودکان، زنان، افراد خانه دار و... وجود دارد. اما در این میان افرادی که بی نصیب مانده اند. سالمندان هستند. جای فرهنگسرایی ویژه سامندان، پارک مخصوص سالمندان، روزنامه یا مجله جهت سالمندان و از این قبیل خالی است. البته سالمندان می توانند از امکانات موجود  بهره ببرند اما به شرطی  که توان فیزیکی مشابه با غیر سالمندان داشته باشند. کمتر پارکی هست که پله و سراشیبی نداشته باشد و یا بتوان با صندلی چرخدار یا عصا به راحتی وارد آن شد.به علاوه معمولا اطراف پارک ها جای پارک خودرو هم به سختی پیدا می شود. اگر روزنامه یا مجله ای با حروف درشت و با مطالبی مناسب سالمندان منتشر شود حتما طرفدارانی پیدا خواهد کرد.  وضعیت پیاده رو ها جوی های آب و ایستگاه های اتوبوس هم چندان مناسب حال این افراد نیست.

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/۳٠

دوچرخه سواری شبانه

 چند شب پیش بعد از سالها برای دوچرخه سواری از منزل خارج شدم. هوا پاییزی و لطیف بود. نسبت به سالها قبل چیز زیادی فرق نکرده  و خوشبختانه توان بدنی من هم کم نشده بود. اما طرز رانندگی مردم و نحوه برخورد آنها با دوچرخه سواران بد تر شده. رانندگان دوچرخه سواران را مانند موجودات مزاحمی می دانند که باید آنها را از سر راه برداشت!

 اگر هم از پیاده رو ها حرکت کنید وجود عابران پیاده، دست انداز و چاله ها که در تاریکی شب پیاده رو دیده نمی شوند- راستی چرا پیاده رو های ما سیستم روشنایی جدا از خیابان ندارند؟- و شاخ و برگ درختان مزاحمت ایجاد می کنند.

در مجموع خیابان ها و پیاده رو های تهران  برای دوچرخه سواری چه به عنوان ورزش و چه به عنوان وسیله نقلیه جای مناسبی نیست.

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/۳٠

چند نکته درباره آرایش غلیظ

بالاخره فیلمی جان دار بافیلمنامه ای محکم اکران شد. فیلمی که می توان با دقت برای بار دوم تماشا کرد و بی صبرانه منتظر انتشار نسخه DVD  آن ماند تا آن را در آرشیو شخصی قرار دهیم.فیلم می تواند به اثری ماندگار  و تاثیر گذار در سینمای ایران تبدیل شود.

- فیلم چند لایه است آن را می توان در ژانر اجتماعی  و هم در ژانر معمایی قرار داد. روابط سطحی و امروزی دختر پسری،کلاهبرداری و پیش بینی اینکه در پایان چه کسی محموله را صاحب خواهد شد بر جذابیت فیلم افزوده است.فیلم را حتی می توان در ژانر فیلم های جاده ای هم قرار داد.

- فیلم پر از جزئیاتی است که به دلیل پیچیدگی داستان تمام آنها در بار اول به چشم نمی آیند. لادن (طناز طبابایی) در محل سیرک مشغول راضی کردن آقای برقی برای امضای قرارداد است. در حالی  چهره ی او را می بینیم که به نرمی با برقی حرف می زند. هم زمان بر روی چهره او صدای غرش حیوانات سیرک به گوش می رسد. همین لادن که قصد دارد برقی را به سیرک بفرستند تا خود به هدفش برسد، در پایان فیلم آرایش می کند و با بستن روسری رنگی و زدن عینک مضحکی که مسعود به او هدیه داده شبیه به دلقک سیرک می شود و در فرودگاه به انتظار می نشیند.

- وقتی قبل از دیدن فیلم آنونس آن را دیده بودم فکر کردم که تمام داستان در آنونس لو رفته و با یک مثلث عشقی در فیلم روبرو هستیم. اما خوشبختانه آنونس داستان را لو نداده فقط در تبلیغات فیلم تاکید زیادی روی صدای همایون شجریان شده در حالی که او تنها یک قطعه آن هم در تیتراژ پایانی خوانده است.

- تنها یک افسوس باقی می ماند و آن هم هنگامی است که ما آتش بازی را از دور دیده ایم و برخی تماشاگران حدس می زنند که این آتش بازی با مواد محموله مورد نظر باشد در ادامه اخبار تلویزیون خبر آتش بازی ر اپخش می کند و با مجید هم مصاحبه می کند. ای کاش مصاحبه با مجید پدبده نمی شد. همان پخش اخبار برفرض تماشاگر صحه گذاری می کند حتی نمایش اخبار به در پس زمینه هم کافی بود.

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/۱٦

ارزش گذاری فیلم های اکران شش ماهه اول سال 93

ارزش گذاری فیلم ها نوعی رسم در بین مجلات،سینما دوستان و محافل سینمایی است.

در اینجا فیلم های اکران شده در شش ماهه اول سال را ارزش گذاری کرده ام.بدیهی است تعدادی از فیلم ها راندیده ام که در این ارزش گذاری وارد نشده اند.

ارزش گذاری های شما نیز می تواند این صفحه راپربار تر کند.

 

ردیف

نام فیلم

ارزش گذاری

1

سر به مهر (ادامه اکران از سال 92)

*

2

طبقه ی حساس

*

3

اشباح

*

4

زندگی جای دیگری است

  •  

5

خط ویژه

*

6

پنج ستاره

*

7

زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

*

8

رد کارپت

**

9

امروز

*

10

آذر، شهدخت، پرویز و دیگران

*

11

شهر موش ها

*

12

فرشته ها با هم می آیند

*

13

کلاشینکف

  •  

14

آتش بس

  •  

 

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٧

نکته ای در مورد نقد های فیلم "ردکارپت"

 رد کارپت فیلمی صمیمی در مورد  عشق به سینماست. هر کس که یک بار در صف هرجشنواره ای به امید دیدن فیلمی ایستاده باشد با فیلم ارتباط بر قرار می کند. جای تعجب است که منتقدان -که خود باید از عاشقان سینما باشند- این میل و رغبت قهرمان فیلم را درک نکرده اند و رضا عطاران را به ذوق زدگی در مقابل جیم جارموش متهم می کنند. ای کاش منتقدان نیز در فیلمی مستند به طور ناگهانی با جیم جارموش روبرو می شدند تا واکنش آنها را ببینیم.

 شاید هم برخی از این منتقدان هیچ گاه در صف هیچ فیلمی نبوده اند و همیشه به عنوان مهمان ویژه در جشنواره ها حاضر شده اند!

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٧

نکته ای در مورد مصاحبه بهروز افخمی

 بهروز افخمی که منکر تئوری مؤلف در سینماست در مصاحبه ای نقل به مضمون گفته است: "مولف فیلم  هایم نویسندگان داستان ها هستند و من فقط آنها را کارگردانی کرده ام. کارگردان در این مواقع نقش رهبر ارکستر را دارد و نه آهنگساز". (مجله فیلم شماره 477 صفحه 102) که به نظر من مقایسه  درستی نیست.

 باید توجه داشت که اگر یک قطعه موسیقی توسط چند رهبر و چند ارکستر مختلف اجرا شود، نتیجه اجرا ها یکی خواهد بود. اما اگر یک فیلمنامه را چند کارگردان بسازند نتیجه کاملا متفوت خواهد شد. نمونه بارز آن فیلم"مردی که زیاد می دانست " است که دو بار توسط آلفرد هیچکاک ساخته شد که بار دوم تفاوت های بسیاری با فیلم اول دارد.

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٧

چند نکته درباره آتش بس

 - یک کلاس درس خسته کننده و طولانی، فیلم کمتر از دو ساعت زمان دارد اما بیش تر از دوساعت به نظر می رسد. فیلم حتی کمدی هم نیست و در سالن نمایش کسی نمی خندد. آیا مثلا کوبیدن به پایه تخت توسط میترا حجار و یا دینگ دینگ کردن او خنده دار است؟

- این نقش به بهرام رادان نمی آید .اما بر عکس بازی میترا حجار متفاوت از بازی های دیگرش بود.

-  آتیلا پسیانی جایی برای بازی نداشته و بازی اش هدر رفته او در تمام طول فیلم مجبور است بنشیند و در قالب یک کلاس درسی سخنرانی کند.

- نقطه قوت فیلم از نظر بازیگری حضور گوهر خیر اندیش است.با آمدن او،فیلم لحن کمدی هم به خود می گیرد و تماشاچی انتظار دارد که داستان دچار تغییر شود .اما با اخراج او دوباره داستان یکنواخت می شود.

 -هنوز هم "دو زن " را بهترین فیلم تهمینه میلانی می دانم.

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۳/٧/٥

یادداشتی بر فیلم امروز به بهانه حضور در اسکار

  انتخاب فیلم امروز به عنوان نماینده ایران در اسکار، اغلب سینما دوستان را متعجب کرد. فیلم برای بسیاری از تماشاگران ایرانی نیز مبهم بود. علت سکوت قهرمان فیلم  قابل باور نبود. حال چگونه انتظار داریم تماشاگر خارجی علت سکوت او را درک کند؟ آیا تماشاگر خارجی حجب و حیای زن جوان را می فهد؟ آیا متوجه می شود که وقتی زنی بار دار با شناسنامه ی سفید به بیمارستان مراجعه می کند، یعنی چه؟ آیا علت سکوت یونس و فداکاری او -که خود را در معرض انواع اتهام ها و حتی ضرب و جرح قرار می دهد- برای تماشاگر خارجی قابل باور است؟

  یونس به سادگی می توانست با اعلام مخفیانه به بیمارستان مبنی بر  اینکه هیچ نسبتی با زن جوان ندارد، ضمن حفظ آبروی او هزینه های بستری شدن او را هم از طریق مددکاری بیمارستان فراهم کند. توجه داشته باشیم که مراجعه این گونه افراد به بیمارستان های دولتی امری معمول است و برای تامین هزینه های آنان راه کارهایی پیش بینی شده.

  به علاوه پایان فیلم ضد ارزشی است. یونس به نوعی نوزاد را می دزدد. آیا یونس با سن و سالی که دارد آینده بهتری را برای کودک رقم می زند؟ اگر او را به ماموران می سپرد برای نوزاد بهتر نبود؟ ای کاش حداقل اشاره نمی شد که یونس بچه ای ندارد تا این کار او خود خواهی به حساب نیاید.

  فیلم امروز از بین ده فیلم برای اسکار انتخاب شده. اگرچه "ماهی و گربه" در محدوده زمانی لازم اکران نشد و شانس خود را از دست داد .اما از بین همین ده فیلم موجود هم "تنهای تنهای تنها" انتخاب بهتری به نظر می رسید و شانس بیشتری داشت. شاید انتخاب امروز بیشتر به جهت دلجویی از میر کریمی صورت گرفته چرا که دو سال پیش فیلم "یه حبه قند " او برای اسکار انتخاب شد، اما بعد به دلیل تحریم اسکار، به آکادمی معرفی نشد. به هر حال به این انتخاب احترام می گذاریم  امیداوریم این فیلم به عنوان نماینده ایران موفقیت کسب کند. 

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/۱