دفتر صد برگ

فرهنگی - هنری

دنیای دیجیتال با چاشنی فضولی

اتفاقات زیر در دنیای مجازی رخ داده، هرگونه شباهت با دنیای واقعی کاملاً  اتفاقی است

یک اتفاق معمول:

 در مقابل یک عابر بانک مشغول انجام عملیات بانکی هستید. نفر دوم پشت سر شما - معمولاً به فاصله چند سانتی متر- قرار می‌گیرد. ابتدا طبق عادت این سوال تکراری را می‌پرسد که : پول نداره؟ سپس با اقتدار ضمن حفظ نوبت خود، نیم نگاهی به صفحه تلفن همراه خود و نیم نگاهی هم به عملیات بانکی شما دارد و مراقب است تا مبادا خدایی ناخواسته کلیدی را اشتباه فشار داده و ثانیه‌ای از عمر گرانبهای او را هدر دهید. اگر چند ثانیه بیشتر از استاندارد مورد نظر ایشان معطل کنید، تلفن همراه را کنار گذاشته و با هر دو نیم نگاه به کار بانکی شما خیره می‌شود و گاه برای تسریع در این کار، شما را راهنمایی هم خواهد کرد. در حالی که شما باید از یک سو مراقب انجام امور بانکی خود باشید، از سویی مراقب سارقان احتمالی و از سویی دیگر مراقب نفر پشت سر خود. اگر کمی به خود جرات دهید و از او خواهش کنید تا از شما فاصله بگیرد، نگاه معنی‌داری به شما خواهد کرد که یعنی: "برو بابا تو دیگه کی هستی؟!"

یک اتفاق بسیار معمول:  

 برای خرید به یک مغازه رفته‌اید. با توجه به تجربه قبلی، از عابر بانک پول نمی‌گیرید. بعد از انجام خرید می‌خواهید تا از کارت بانکی خود هزینه خرید را پرداخت کنید. مسئول فروشگاه که دستگاه کارت خوان خود را مانند جواهری گران قیمت در زیر پیشخوان پنهان کرده، کارت شما را می گیرد بدون اینکه شما عملیات بانکی را ببینید مراحل پرداخت را به سرعت ثبت می‌کند و در پایان پیروزمندانه با لحنی حق به جانب و گاه طلب کارانه می پرسد: رمز؟!  شما به ناچار رمز شخصی خود را که با زحمت فراوان طراحی کرده و به خاطر سپرده اید در مغازه فریاد می‌زنید. اگر از فروشنده بخواهید تا رمز را شخصاً وارد کنید، معمولاً کوتاه بودن کابل دستگاه را بهانه می‌کند و نگاه معنی‌داری هم به شما خواهد کرد که یعنی: "برو بابا.... "

 یک اتفاق نادر در حال تبدیل شدن به یک اتفاق معمول:

 در یک مهمانی خانوادگی هستید، کودک شما شیرین زبانی می‌کند. افراد فامیل با تلفن همراهشان- یا به عبارت بهتر با دوربین های مجهزی که اتفاقاٌ تلفن هم دارند!- از فرزند شما عکس و فیلم می‌گیرند. معمولاً در این مواقع کسی از پدر یا مادر کودک اجازه نمی‌گیرد. شما هم با توجه به شأن مجلس مخالفتی ندارید. چرا که اساساً عکس و فیلم فرزند شما برای افراد فامیل کابردی نداشته، به زودی از حافظه گوشی آنها حذف خواهد شد. مدتی می‌گذرد، در یک جمع فایلی دیگری هستید. مهمانان این جمع هیچ ارتباطی با جمع اول نداشته، نسبت به هم غریبه هستند. شما فرزندتان را تا کنون به این جمع دوم نبرده‌اید. یکی از افراد حاضر در مهمانی اخیر، از کودک شما و شیرین زبانی‌های او تعریف و تمجید می‌کند و وقتی تعجب شما را می‌بیند، می‌گوید در یکی از شبکه اجتماعی او را دیده‌ام. اینکه افراد حاضر در جمع اول با چه اجازه‌ای عکس و فیلم فرزند شما را در شبکه اجتماعی قرار داده‌اند، سوالی بی‌پاسخ باقی می‌ماند. عکس یا فیلم فرزند شما همچنان در فضای مجازی سرگردان است و باعث خنده مردم می‌شود. اگر در مهمانی بعدی از افراد حاضر بخواهید که از فرزند شما عکس و فیلم نگیرند، نگاه معنی‌داری خواهند کرد که یعنی: .....

یک اتفاق معمول و بی خطر:

 در مترو نشسته‌اید و با بازی های تلفن همراه خود مشغول هستید. اطرافیان شما به کمک صفحه نمایش بزرگ تلفن همراه و فاصله کم، به طور  ناخواسته و گاه خواسته محو تماشای بازی شما می‌شوند. همراه با شما از پیروزی در بازی خوشحال و با هر شکستی حرص می‌خورند. 

یک اتفاق نادر و خطرناک:

 هنرمندی بر اثر بیماری از دنیا می‌رود. لحظه‌های پایانی عمر او توسط فرد ناشناسی فیلم‌برداری شده است. این فیلم در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. همه از زشت بودن این کار می‌گویند. اما همگان این فیلم را می‌بینند و برای دیگران فوروارد می‌کنند.

 

اتفاقات فوق تنها در فضای مجازی رخ داده و برای ما آشنا نیست. بنا‌بر‌این از هرگونه شرح، نفسیر و نتیجه‌گیری خودداری می‌کنیم.

 

این یادداشت در شماره پنج نشریه "باهم" (خبرنامه داخلی مجتمع تولیدی تحقیقاتی انستیتو پاستور ایران)به چاپ رسیه است

  
نویسنده : بهزاد هندی ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۱٢/٤